تبليغاتX
ایرانیان مظلوم ترین قوم تاریخ
ایرانیان مظلوم ترین قوم تاریخ
درود بر همه مردان و زنان پارسی وارثان زرتشت و کورش بزرگ

زمان زیادی بود که تصمیم گرفته بودم دیگرچیزی ننویسم.یکی از دلایلش این بود که بنا نداشتم وارد سیاست شوم.اما مطلبی که میخواهم بگم چیزی است که گفتنش برای روشن شدن ذهن هموطنانم لازم باشه.اگر حتی یک نفر نوشته من رو بخونه و لحظه ای بهش فکر کنه برای من کافیه.می خوام از هولوکاست بگم.البته نه اینکه راسته یا بقول آقای احمدی نژاد افسانه است.

آقای رییس جمهور صحبت هایی رو در زمینه افسانه بودن هولوکاست مطرح کردند که بازتاب های منفی زیادی در دنیا داشت.فقط به یکی از اونها اشاره می کنم. یک روز نامه آلمانی(توجه کنید آلمان همون کشوری است که متهم به قتل عام یهودی هاست) کاریکاتوری از تیم فوتبال ایران رسم میکندو زیر آن می نویسد:ارتش هیتلر در راه آلمان!

آیا درد آور نیست  ملتی که اولین ناجی قوم یهود بودند از طرف اخلاف فاشیست ها و نازی ها به نام ارتش هیتلرنامیده شوند؟

2 نوشته شده توسط امین  | 

جشن مهرگان
در میان جشنهای ایرانیان باستان مهرگان از آن دسته جشن هایی است که با شکوه هر چه بیشتر بر پا می شده و می توان گفت که پس از نوروز این جشن بزرگترین جشن ایرانی بوده است. در ايران باستان كه هر سال به دوازده ماه سى روزه تقسيم مى شده پنج روز به نام پنجه به پايان ماه اسفند افزوده مى گرديد و هر چهار سال يكبار شش روز افزوده مى شد كه آن به سال سال كبيسه گفته می شده است .در ماههاى سى روزه هر روز نام ویژه ای داشته كه دوازده نام از آن را امروزه ما به نام ماه هاى ايرانى که همان فروردين و ارديبهشت و خرداد و... میشناسيم و می ناميم و به كار مى بريم.
یکی شدن نام روز و ماه را ايرانيان از گذشته هاى دور جشن مى گرفتند مانند ۱۹ فروردين كه روز فروردين از ماه فروردين بود به نام فروردينگان و دوم ارديبهشت را كه روز ارديبهشت بود به علت یکی شدن با ماه ارديبهشت به نام ارديبهشتگان و چهارم خرداد را كه روز خرداد از ماه خرداد بود به نام خردادگان مى ناميدند و در اين روزها به سرور و شادمانى مى پرداختند.
در ايران باستان هر ماه سى روز بود ولی در گاهنامه كنونى ايران شش ماه نخست سال سى و يك روز است بنابراين روز مهر كه در ماه فروردين برابر شانزدهم فروردين است، در ماه مهر با توجه به آنچه گفته شد شش روز به جلو مى آيد و روز مهر در ماه مهر برابر دهم مهرماه است.اين جشن مانند جشن نوروز شش روز بود .بنا به گاهنامه كنونى جشن مهرگان از آغاز روز دهم ماه مهر آغاز مى شود و به روز رام از ماه مهر كه شانزدهم مهرماه است پايان مى پذيرد.
گذشته از اين بنا به گفته شاهنامه روز پیروزى كاوه بر ضخاك نيز چنین روزی بوده است بر این پایه این روز از ارزش تاریخی اساطیری نیز برخوردار است و چون اين جشن ريشه در دوران اساطيرى و حماسى ايران دارد تاريخ درست آن را نمى توان روشن نمود ولى بی گمان مانند نوروز چندين هزاره را پشت سر نهاده است.
جشن مهرگان براى همه مردم به ويژه كشاورزان ارزش ویژه ای داشته. چون در آغاز پاييز آنان غلات و حبوبات و ميوه هاى خود را برداشته و دوران آرامش را در پيش داشتند، بر این پایه در اين روز به سپاسگزارى پروردگار جهان مى پرداختند. به هر روی جشن مهرگان كه روز دهم مهر با توجه به گاهنامه كنونى ايران است جشن پيروزى داد، پيروزى كاوه بر ضحاك و زايش نخستين زن و مرد آريايى (مشيه و مشيانه) و جشن برداشت محصول كشاورزى و ميوه ها و جشن برابرى روز و شب و آرامش كشاورزان است چون در اين فصل سال ميوه های درختى و زمينى و غلات و حبوبات و غيره برداشت شده است.
در خوان ویژه مهرگان سينى ميوه اى است که انگور و انار و به و گلابى و ترنج و سيب و سنجد در آن دیده میشود.آجیل ویژه این روز نیز در خوان مهرگان در کنار سبزه و مجمر آتش دیده می شود.ترازو نیز به نشانهء داد در این خوان به چشم میخورد و گاهی هفت گونه حبوبات مانند ماش و عدس و لوبیا ونخود به نشان برداشت گذشته و کاشت آینده به این خوان می افزایند.
امروزه در ایران در روستاهای زرتشتی مردم پنج روز را جشن می گیرند و حلواهای گوناگونی مانند حلوای شکری و برنجی و نان روغنی برای این جشن آماده میکنند.یکی دیگر از خوراکهای ویژه این جشن گوشت بریان شده گوسفند است.
درروز پایانی جشن همه مردم روستا هنگام بامداد در کنار سرچشمه آن روستا گرد هم می آیندو سالخورده ترین فرد یاد درگذشتگان رو گرامی میدارد.
سپس با ساز و دهل از آنجا به سوی روستا روانه میشوند و بيرون هر خانه ای که می رسند ، نیاکان آن خانه را تا هفت نسل گذشته نام می برند و خدابيامرزی می دهند. درب خانه رابانوی خانه باز می کند ، همه با ساز و دف داخل خانه می شوند و در آنجا می ايستند و بانوی خانه با دادن آينه و گلاب و نقل و شيرينی به همه ، برای گرامی داشت جشن مهرگان ، آجيل ویژه ای هم به يکی از اين اشخاص ميدهد که دستمال بزرگی به نام چادر شب به کمر خودش بسته است .
این گروه به همه خانه ها می روندو اين آجيل ها را می گيرند. در هر بار کسی که در خانه مانده بوده با گروه همراه ميشود و اين کار تا زمانی که به آتشکده روستا برسند ادامه پيدا می کند. سپس اهالی در آتشکده روستا گرد هم می آیند و در هنگام نيايش ، هزينه ای به آتشبان روستا می دهند.
اين کار را برای پاسداری از اين روشنايی يا مهر روستا می کنند تا در يک سال آينده مهر را در روستای خود پايدار داشته باشند. آجيلی را هم که از هر خانه ای گرفتند به باشندگان می دهند. اين به گونه ای خيراتی است که به همه مردم روستا داده می شود

بر گرفته از سایت مرز پرگهر
2 نوشته شده توسط امین  |